خواجه نصير الدين الطوسي
419
اخلاق محتشمى ( فارسى )
( 23 ) اغض على القذى « 1 » و الّا لم ترض ابدا ! اتّق العثار بحسن الاعتبار ! ترجمه : برخاشه چشم فراز كن و اگر نه هرگز خشنود نشوى از آنكه بسر درايى بترس باعتبار نيك كه برگيرى . ( 24 ) احصد الشرّ من صدر غيرك بقطعه من صدرك . ترجمه : شر از سينهء دگران بدرو به آنكه از سينهء خود بريده گردانى . ( 25 ) كن مقدّرا و لا تكن مقتّرا . اكفف هواك يطب مثواك ترجمه : بتقدير زندگانى كن و روزى تنگ فرا مگير . از هواى نفس باز ايست تا عاقبت تو نيك بود . ( 26 ) اطع اخاك و ان عصاك ، و صله و ان جفاك . ترجمه : برادر را اطاعت دار اگرچه او طاعت تو ندارد ، و با او پيوند كن اگرچه او جفاى تو كند . ( 27 ) ذروا المراء و الخصام ، يكن « 2 » لكم المروّة و الحرمة . ترجمه : دست از مرا و خصومت بداريد تا مروت و حرمت شما را باشد . ( 28 ) تبذّل و لا تشهر ، و وار شخصك لا تذكر ، اسكت تسلم ! ترجمه : جامه كهنه دار تا مشهور نشوى ، و خود را بپوش تا مذكور نشوى ، خاموش [ باش ] تا سلامت يا بى .
--> ( 1 ) - نهج البلاغه 3 : 201 . ( 2 ) - اصل : يلم .